ویژه مطالعه برای متخصصان

مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره زندگی، قصد دارد مطالبی را با عنوان ویژه مطالعه متخصصان روانشناسی و مشاوره فراهم و انتشار نماید. از همکاران متخصص مرکز و دیگر اعضای حرفه انتظار می رود نسبت به تهیه و ارسال مطالب اقدام نمایند تا با نام خودشان در سایت منتشر شود.

 
م
وج سوم درمان های شناختی - رفتاری چیست؟

درمان­های مبتنی بر ذهن­آگاهی و پذیرش (treatments mindfulness- and acceptance-based ) به عنوان درمان­های موج سوم شناختی رفتاری شناخته می­شود. مداخلات مبتنی بر ذهن­آگاهی و پذیرش که دارای پشتوانه­ی تجربی هست شامل است بر: درمان پذیرش و تعهد (Acceptance and Commitment Therapy ) یا ACT ، رفتار درمانی دیالکتیکی (Dialectical Behavior Therapy ) یا DBT ، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن­آگاهی (Mindfulness-Based Cognitive Therapy ) یا MBCT ، کاهش استرس مبتنی بر ذهن­آگاهی (Mindfulness-Based Stress Reduction ) یا MBSR .

موج اول با درمان­ های مبتنی بر مطالعات آزمایشگاهی رفتار و یادگیری ایجاد شد و نیروی برانگیزاننده­ی آن نارضایتی از رویکردهای روان­تحلیلی به روان­درمانی در دهه­ی 1950 بود. روش­های موج اول شامل شرطی عاملی، مهارت­آموزی، و روش­های مبتنی بر مواجهه بودند که به طور وسیعی مورد استفاده قرار می­گرفتند. موج دوم از این نیاز برآمد که لازم بود به طور مستقیم با شناخت­ها کار شود. در این موج بر نقش فرایندهای شناختی در پدیدآیی، بقاء و درمان اختلالات روانشناختی تاکید می­شود. از رویکردهای برجسته­­ی موج دوم می­توان به شناخت درمانی بک و درمان عقلانی- عاطفی الیس اشاره کرد. هر دو رویکرد بر شناسایی و اصلاح شناخت­های تحریف شده و غیرعقلانی تاکید داشتند. رویکردهای موج اول و دوم با هم یکپارچه شده و مجموعه وسیعی از درمان­ها تحت عنوان درمان­های شناختی رفتاری (CBT ) ایجاد کردند.

اخبار و رویدادهای جدید
0 14277

کارگاه های عموم

فرزند پرورری - مقابله با اهمالکاری - مدیریت خشم - ارتباط موثر بین فردی - تربیت جنسی - آموزش جراتمندی - مهارت های ارتباط موثر زناشویی

RSS
آیندۀ درخشان روانشناسی (3):
آیندۀ درخشان روانشناسی (3):
دکتر حمید پورشریفی
/ دسته بندی ها: مطالعه برای متخصصان

آیندۀ درخشان روانشناسی (3):

پژوهش‌های اپی‌ژنتیکی نوید درمان‌های دقیق‌تری را می‌دهد

توری دنگلس
مترجم: علی فیضی
این مطلب به سفارش مرکز خدمات روانشناسی و مشاورۀ زندگی ترجمه شده است

مقدمه
در جوامع انسانی قدر تخصص‌های روانشناسی شامل پژوهشی که برای شناسایی رفتار انسان و درمان آن و بینش‌هایی که برای بهبود سلامتی و بهزیستی ارائه می‌کنند امروز بیش از همیشه دانسته می‌شود؛ اما قابلیت‌های این حوزه فراتر از پژوهش و کاربست است. خردحوزه‌های در حال افزایش روانشناسی با هر جنبه‌ای از زندگی انسان در تماس هستند. روانشناسان امروزی محصولات و خدمات آمریکایی از خودروهای خودران گرفته تا برنامه‌های نظارت‌گر بر سلامتی در گوشی‌های همراه را بهبود می‌بخشند. آنها رهبران فکری هستند که مدافع جنبش‌های مهم از حقوق زنان گرفته تا سیاستگزاری عمومی هستند. در گزارش ویژۀ APA Monitor، 10 روند قابل توجه در روانشناسی» به این نکته می‌پردازیم که رشد و توسعه‌های چشمگیر علم و حرفۀ روانشناسی چگونه این حوزه و همراه با آن جامعه را تا حد زیادی دگرگون می‌کنند. در سومین مطلب به این مساله می‌پردازیم که روانشناسان چه نقشی در مطالعات مربوط به شناسایی عوامل اپی‌ژنتیکی مشکلات روانشناختی ایفا می‌کنند و این پژوهش‌ها چه آینده‌ای را برای علم روانشناسی نوید می‌دهند.
روانشناسان در تلاشی که می‌تواند به شدت تاثیر درمان‌ها را بهبود ببخشد، بیشتر و عمیق‌تر از قبل به نقش ژن‌ها و بیان آنها در بیماری‌های روانی، سوء مصرف مواد و اختلالات عصبی-رشدی می‌پردازند. این روانشناسان در تلاشند تا چرخۀ پژوهشی مهمی را کامل کنند. دکتر دیوید جنچ -استاد روانشناسی در دانشگاه بینگهمتون- می‌گوید: «در طول سال‌ها، پژوهش بسیار زیادی در طرف مولکولی ماجرا و پژوهش‌های عظیمی در طرف رفتاری ماجرا انجام شده اما کار دقیق نسبتاً کمی برای متصل ساختن این دو طرف مخصوصاً در زمینۀ آسیب‌پذیری انجام شده است.» چنین هدفی علاقۀ زیاد انستیتوی ملی بهداشت را به خود برانگیخته و مثلاً موجب راه‌اندازی پروژۀ نقشۀ راه اپی‌ژنتیک شده است؛ کنسرسیومی پژوهشی که در سال 2007 ایجاد شد تا به صورت عمومی نقشه‌های اپی‌ژنتیک بسیاری از انواع سلول‌های انسان را تدوین کند. به علاوه، انستیتوهای دیگری نظیر انستیتوی ملی سلامت روانی، انستیتوی ملی سوءمصرف مواد (NIDA) و انستیتوی ملی سوءمصرف الکل و الکلیسم، بودجه‌های سخاوتمندانه‌ای را در این حوزه ارائه کرده‌اند. از سال 2014 تا 2016، NIDA دو امتیاز پژوهشی 12 میلیون دلاری را به دو گروه پژوهشگران اختصاص داد که ارتباط بین ژن‌ها و رفتار مرتبط با سوءمصرف مواد را مطالعه می‌کردند. NIDA همچنین میلیون‌ها دلار را به جایزه‌هایی اختصاص داده است که به آن پژوهشگرانی تازه‌کاری داده خواهد شد که به مطالعۀ ژنتیک و اپی‌ژنتیک سوءمصرف مواد می‌پردازند.

معیاری برای روانشناسی

با این که نورواپی‌ژنتیک و اپی‌ژنتیک درون حوزۀ گسترده‌تر پژوهش ژنتیکی قرار دارد، نقطه تمرکزی که دارند آنها را تبدیل به حوزه‌هایی بسیار جذاب برای مطالعۀ روانشناسان تبدیل کرده است.
نورواپی‌ژنتیک به پدیدارهای مرتبط با ژن می‌پردازد که با مغز و سیستم عصبی مرکزی در ارتباط هستند. عوامل اپی‌ژنتیکی -که شامل نورواپی‌ژنتیک یا دیگر انواع مطالعات ژنتیکی است- به نیروهای بزرگتری اشاره دارد که به بیان ژن شکل می‌دهند و تاثیرات محیطی و رشدی در میان آنها قرار دارد.
در سطح مولکولی، این تاثیرات روی نحوۀ روشن شدن یک ژن (که معمولاً منجر به سنتز یک پروتئین خاص می‌شود)، میزان عمق جای گرفتن یک ژن درون مارپیچ DNA یا این که فرایند متیلاسیون درون یک مولکول DNA به چه میزان اتفاق می‌افتد اثر می‌گذارند. با این که چنین فرایندهایی، ژن را تغییر نمی‌دهند -به عبارت دیگر باعث جهش ژنتیکی نمی‌شوند- اما روی بیان ژن و بنابراین رفتار اثر می‌گذارند.
با وجود این که بازیگران زیادی در میدان پژوهش‌های ژنتیکی و اپی‌ژنتیکی -از جمله زیست‌شناسان مولکولی، آماردانان ژنتیکی و زیست‌شناسانی رشدی- در حال بازی هستند، روانشناسان مهارت‌های ویژه‌ای برای ارائه دادن دارند. به عنوان مثال، آنها اطلاعات زیادی دربارۀ نحوۀ کار مغز و اثرات آن بر رفتار دارند. به نظر دکتر جرمی دی، مطالعۀ اپی‌ژنتیک به طور خاصی برای روانشناسان جالب‌توجه است چون فرصتی برای بررسی و کنترل تاثیرات رفتاری روی برنامه‌ریزی ژنتیک فراهم می‌آورد. او در آزمایشگاه خود در دانشگاه آلاباما در مورد عوامل ژنتیکی و اپی‌ژنتیکی دخیل در اعتیاد به کوکائین پژوهش می‌کند.
او می‌گوید: «اکنون می‌دانیم که قسمت زیادی از اپی‌ژنوم شما به واسطۀ تجاربی که از سر می‌گذرانید قابل تغییر است؛ هر تجربۀ عمده‌ای در زندگی شما اتفاق می‌افتد نحوۀ بیان ژن‌ها در برخی از سلول‌های مغز شما را تغییر می‌دهد».
در حوزۀ پژوهش دربارۀ اعتیاد، معنای سخنان دکتر دی این است که جنبه‌هایی از بیان ژن فرد که به او اجازه می‌دهد معتاد شود را می‌توان هدف مداخله قرار داد. اگر چنین مداخلاتی موفق شوند، می‌توانند از تمایل فرد به رفتار اعتیادی بکاهند.
به گفتۀ دکتر دی، همین تفکر را می‌توان در مورد دیگر شرایط هم به کار بست. مثلاً برای کمک به افراد جهت آرام ماندن در شرایط تحت فشار می‌توان از چنان راهبردهایی بر اساس نقاط مغزی مرتبط استفاده کرد.
به گفتۀ دکتر دی: «چیزی که من و بسیاری از افرادی که آموزش روانشناختی دیده‌اند را سر شوق می‌آورد این است که این عوامل اپی‌ژنتیکی قابل تغییر هستند؛ و تنها راه این کار تغییر کد ژنتیکی نیست بلکه تغییر نحوۀ روشن و خاموش شدن ژن‌ها در نورون‌های متفاوت است».
روانشناسان همچنین چشم‌اندازهای متفاوتی را از زیرشاخه‌های متنوع به ارمغان می‌آورند. مثلاً دکتر سارا کلینتون در دانشگاه ویرجینیا تک با بودجه‌ای که از NIMH گرفته است نه تنها روی عوامل ژنتیکی و اپی‌‍ژنتیکی اضطراب و افسردگی در موش‌ها مطالعه می‌کند، بلکه نحوۀ پدیدار شدن این مسائل را در مراحل رشدی متفاوت نیز مورد مطالعه قرار می‌دهد. شناسایی چنین الگوهایی می‌تواند به مناسب‌سازی درمان‌های موثر برای کودکان شود تا قبل از تبدیل شدن این الگوها به اختلال کامل، مداخله انجام شود.
دکتر کلینتون می‌گوید: «ایدۀ مناسب‌سازی راهبردهای درمان بر اساس نشانگرهای مولکولی، مسیر ایده‌آل آینده می‌تواند باشد».

حوزه‌ای برجسته برای رشد روانشناسی

دکتر کلینتون اضافه می‌کند که ابزارهای جدید، اکنون به پژوهشگران کمک می‌کنند که این کار را با دقتی بی‌سابقه پیش ببرند. مثلاً اگر پنج سال قبل، پژوهشگران می‌خواستند که متیلاسیون DNA را اندازه بگیرند مجبور بودند که بافتی از ناحیۀ مورد مطالعۀ مغز را ببرند و بردارند که سنجۀ ناخوشایند و زخمتی برای این فرایند شیمیایی می‌بود؛ اما اکنون با استفاده از فناوری‌های نو می‌توان نمونه‌های خاصی از DNA را می‌توان از منابع مختلف حیوانی -نظیر بافت مغز، خون یا بزاق- را جمع‌آوری کرد، توالی ژنتکی را دید و به خوبی و به طور دقیق از الگوهای متیلاسیون را درون ژنی واحد یا حتی قطعۀ ژنتیکی خاصی نقشه‌برداری کرد.
در ضمن، استادیار دانشگاه مینه‌سوتا، دکتر نیکولا گریسام در تلاش است نا فهم بهتری از آن پدیدارهای ژنتیکی، اپی‌ژنتیکی و مولکولی به دست بیاورد که زیربنای مشکلات عصبی-رشدی نظیر اتیسم و اختلال نقص توجه/بیش‌فعالی (ADHD) را می‌سازند. او مخصوصاً به بررسی چنین فرایندهایی در آن بخش‌های مغزی علاقه‌مند است که مسئول رفتار هدف‌مدار و کارکردهای اجرایی هستند. در پژوهش‌های قبلی مشخص شده است که چنین بخش‌هایی در افراد مبتلا به اختلالات مذکور به شیوۀ متفاوتی عمل می‌کنند.
گریسام و دیگر روانشناسان به دانش موجود در این حوزه‌ها، بسیار افزوده‌اند. مثلاً گریسام به یافتن پاسخ این سوال علاقه‌مند است که آیا مداخله‌ها غیر دارویی نظیر آموزش شناختی مناسب‌سازی‌شده می‌تواند در سطح اپی‌ژنتیکی برای افزایش کیفیت زندگی افراد مبتلا به اوتیسم و ADHD به کار بیاید؟
در مورد دیگر تلاش‌هایی که در حال انجام است که دکتر جنچ که در دانشگاه بینگهمتون در زمینۀ اعتیاد و ژنتیک کار می‌کند تحت تاثیر پژوهشی قرار گرفته است که نشان می‌دهد مداخلات رفتاری -مثلاً آموزش شناختی یا تمرینات آیروبیک- می‌تواند توانایی افراد معتاد را برای خویشتنداری افزایش بدهد.
دکتر جنچ بر این باور است مطالعه کردن ژن‌ها با نگاهی به رفتار انسان و پیامدهای آن، در قیاس با مطالعۀ صرف سلول‌ها و ژن‌ها می‌تواند به نتایج بهتری منجر شود. او می‌گوید: «این یافته‌ها بیشتر ترجمه‌ای هستند و می‌توانند روی بیماری‌های بیشتری اثر بگذارند چون ما با نقطۀ تمرکز صحیحی شروع کرده‌ایم».

منبع:
Monitor on Psychology

حقوق معنوی محفوظ و ذکر منبع با کتاب‌شناسی زیر بلامانع است:
دنگلس، توری. (1396). آیندۀ درخشان روانشناسی (3): پژوهش‌های اپی‌ژنتیکی نوید درمان‌های دقیق‌تری را می‌دهد. علی فیضی (مترجم). برگرفته در روز/ ماه/سال از سایت مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره زندگی http://mrmz.ir/
مطلب قبلی آیندۀ درخشان روانشناسی (2):
مطلب بعدی آیا شفقت‌ورزی به خود مهم‌تر از عزت‌نفس است؟
چاپ
2858 به این مطلب امتیاز دهید:
هیچ امتیازی موجود نیست

دیدگاه خود را درج فرمایید

افزودن دیدگاه

x
پیوستن به دریافت کنندگان پیامک های مرکز

  

قابل توجه علاقمندان دریافت اخبار کارگاه های تخصصی 

جهت دریافت اخبار و کارگاه های مرکز مشاوره زندگی به آدرس زیر مراجعه نمایید.

لینک سامانه پیامکی اخبار و کارگاه های مرکز مشاوره زندگی

 

 

 

قابل توجه علاقمندان دریافت اخبار کارگاه های ویژه عموم

جهت دریافت اخبار کلاس های مرکز مشاوره زندگی به آدرس زیر مراجعه نمایید.

لینک سامانه پیامکی اخبار کلاس های مرکز مشاوره زندگی